تبلیغات
گناهی که نکردم... - شماره سه (مهم)
 
اثبات بی گناهی من

شماره سه (مهم)

نوشته شده توسط :دیدیر دروگبا
دوشنبه 18 مرداد 1389-08:31 ق.ظ

تابستان 87با هر سختی که بود داشت تموم میشد امتحان های تجدیدیمو دادم
ماه رمضون بود من شب ها بعد از افطار میرفتم کلاس تکواندو==آخرش تاکمربند سبز رفتم==
دوشنبه 18 شهریور 1387ساعت15:35بود که خواب بودم موبایلم زنگ خورد چون صداش کم بود توجهی نکردم .از خواب که بیدار شدم دیدم یه شماره ناشناس بهم زنگ زده تا شب مشغول یه کاری بودم یادم نمیا د چه کاری ولی فکر کنم داشتم فوتبال می دیدم . شب بعد از افطار ساعت 8:30داشتیم همگی می رفتیم خونه خاله بابام. توی راه که بیکار بودم یادم به اون شماره افتاد. دیالوگ زیر پیام کوتاهی بود اون شب من به اون شماره وبالعکس فرستادیم
من:ببخشید شما؟
اون:من خیلی وقت پیش تماس گرفتم نمی دونم درست گرفتم یا نه؟
(ما کلی خندیدیم گفتیم عجب آدم الدنگی هستا!!!)
من:سلام.طاعاتتون قبول .خودتون رو معرفی کنید شاید درست گرفته باشید.
اون:من پریساهستم شما باید زهرا خواهر الهام باشید
من:خیر شرمنده همچین کسی رو نمیشناسم من هم حامد هستم نه زهرا
اون:ببخشید جناب شرمنده
من:خواهش.دشمنتون شرمنده.امیدوارم شماره زهرا خانم رو پیدا کنید.خداحافظ
^اینجا بود که ما رسیده بودیم خونه خاله وداشتیم حرف میزدیم من هم موبایلم رو گذاشتم تو جیبم.چون خداحافظی کرده بودم انتظار نداشتم جواب بده که ناگهان دوباره پیام اومد!!!^
اون:ببخشید مزاحم شدم حامد خان!
تعجب کردم فهمیدم که یکم داره شیطنت میکنه جوابش ندادم گفتم ولش کن باباحوصله ندارم
یک ساعت بعدداشتیم بر میگشتیم خونه خودمون
توی راه فکر کردم حالا بذار یه اس ام اس بدم ببینم چی میشه منم شیطونی میکنم
من:هنوز خان نشدم ولی بچه ها بهم میگن حامد جنتلمن
پیش خودم گفتم یعنی دیگه جوابی داره که بده؟بله... پیام داد
اون: مگه چند سالته که بچه ها این جوری بهت میگن؟ ببخشید سنتو میپرسم
من:خیلی جوون تر چیزی که فکر کنی بین17تا18توچطور؟
اون:من متولد67 هستم دانشگاه فساکامپیوتر میخونم.محصلی؟
من:دبیرستان تیزهوشان هستم.
.
.
.
ساعت12:30شب
بعد از 10   12تاپیام همدیگرو حدودا شناختیم:
اون:من میتونم دوست خوبی برات باشم عزیزم
اون موقع اولین باری بود که یک دختر به من میگفت"عزیزم"
خاطره ی اون شب همیشه توی ذهنم میمونه تصمیم دارم هرسال 18شهریور به یاد اون شب برم خونه خاله بابام و یادش رو زنده نگه دارم سال 88هم این کارو کردم
مخصوصا این که 2تا اهنگ از علی باقری و امید آمری که منو یاد اون شب میندازه گوش میدم
فردا صبح............ ببخشید باقیش باشه برای بعد
روز خوبی داشته باشید!




درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 

مرجع کد آهنگ

زیباترین قالبهای بلاگفا