تبلیغات
گناهی که نکردم... - شماره دو
 
اثبات بی گناهی من

شماره دو

نوشته شده توسط :دیدیر دروگبا
دوشنبه 4 مرداد 1389-03:34 ب.ظ

 

تا اینجا رسیدیم به سال دوم .بهمن ماه بود که یک سفر تفریحی به بوشهرداشتیم .من و بچه های مدرسه ..می تونم بگم که شیرین ترین خاطره ی دوران دبیرستان همون بود. علی رغم این که سفر های زیادی داشتم به شمال کیش اصفهان و جاهای دیگه این یکی صفای دیگه ای داشت.

سال دوم دبیرستان اون اوایل پیشرفت تحصیلیم عالی شد. طوری که جز پنج نفر برتر مدرسه شدم

بذارید یه مطلب هم بگم که جا نمونه...

تابستان سال هشتاد و پنج که میشد تابستان بین اول و دوم دبیرستان می شه گفت اولین بار تجربه ارتباط با یک دختر رو پیدا کردم.

اون دخترخاله مادرم بود و چندین سال من رو ندیده بود به نام س .چون اون ها خونشون خارج از شهر بود رفت و آمدی نداشتیم .تا این که اون روز با مادرش اومدن خونه ما .از صبح که اومدن برای ناهار هم وایسادن و عصر رفتن .تو این مدت همش س توی اتاق من بود و از زمین و زمان حرف میزدیم .اون از خواستگاراش میگفت من هیچ خاطره ی این مدلی نداشتم که براش تعریف کنم .چون اولین بارم بودکه دختر به این راحتی حرف میزدم.

قرار گذاشتیم که به هم بگیم آبجی و داداشی به قول اون این جوری خیلی چیزا بین مابه وجود نمیاد.

بعد از اون روز ویک روز دیگه اومدن خونه ما تماس تلفنی شروع شد .هیچ کدوممون اون زمان موبایل نداشتیم و مجبور بودیم تلفن خونه رو بگیریم.

این تماس ها برای مامانم مشکوک بود اما چی شد که از هم جدا شدیم...؟

خواهر اون دایی منو میخواست و واقعا هم دوسش داشت .ولی داییم اونو نمی خواست یک روز دایی من که از اوضاع خسته شده بود به خونه اونا زنگ زد با خواهرش حرف زد.داییم صداشو برد بالا و کلی دعوا کردن س فکر کرد که همه ی این اتفاقات تقصیر منه و من من رابطشون رو شکرآب کردم

این بود که دیگه هیچ وقت زنگ نزد و از هم جدا شدیم

اواخر سال دوم افت تحصیلیم شدت پیدا کرد دو درس رو تجدید شدم نمی خوام بگم که این افت بخاطر قضیه هی بالا هست وقوت اول سال بخاطر رابطه با س بوده و بی تاثیر هم نبود

برعکس من امین

اون درسش سال اول خیلی خوب نبود سال دوم دخر همسایشون توجه امین رو به خودش جلب کرد هر روز تا سر کوچه با هم میرفتن ولی با هم حرف نمیزدن وقتی می اومد مدرسه با من درد و دل می کرد می گفت دوستش داره ولی نمی تونست و نمی دونست که چه جوری با اون میتونه رابطه پیدا کنه مهر ماه و آبان ماه برخلاف من درسش بد شد.

یواش یواش با هم حرف زدن سر درس و جزوه و این جور چیزا

خلاصه اواخر سال که کاملا با هم پایه شده بودن امین درسش خیلی خوب شد

می خوام از سال سوم سال سرنوشت من و همون اتاقات اصلی رو بگم

با من باشین...





درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 

مرجع کد آهنگ

زیباترین قالبهای بلاگفا