تبلیغات
گناهی که نکردم... - افشا...
 
اثبات بی گناهی من

افشا...

نوشته شده توسط :دیدیر دروگبا
پنجشنبه 11 شهریور 1389-10:57 ق.ظ

من یه دبیر خصوصی عربی داشتم .از من فقط چندسال بزرگتره. فکر متولد 63اینا باشه.خلاصه جوونه!! ما علاوه بر رابطه ی استاد و شاگردی با هم رفیق هم هستیم.اطلاعاتش فوق العاده بالاست چون زیاد مطالعه میکنه.

این معلم من یه دوست داره که برادر زاده ی محافظ رهبر ایت ا...خامنه ای هست.چیزی که میخوام بگم معتبره چون واسته نزدیکی با آیت ا...خامنه ای داره.متاسفانه اینجا نمیتونم اسمی از کسی برم.

داستان زیر از قول اون بادیگارد هست:»

آیت ا..خامنه ای به کوه نوردی علاقه دارند.گاهی به طور سرزده به کوه نوردی میرند.ولی کوه هایی میرند که از نظر امنیتی چک شده و مطمئن هستن .یه روز صبح رهبر  با بادیگاردها سرزده به کوه میرند.

از کوه که بالا میرفتند جلوتر اون بالا یه دختر وپسر کنار هم نشسته بودن و روشون پشت به امام خامنه ای بود.

یکی از اون بادیگاردها سریع می دوه محکم با دست میزنه روی شونه ی پسره وبیسیم میزنه که از پایین مامور بیاد و اونها رو ببره.رهبر این صحنه رو میبینن و چهر ه ی ناراحت به خودشون میگیرن و اون بادیگارد رو صدا میکنن که برگرده.بادیگارد بیسیم میزنه و میگه که دیگه مامور نیاد.ظاهرا اون پسره خیلی پررو بوده.حالا هرکس دیگه ای بود وقتی توی اون شرایط با یه دختر , رهبر رو میدید سکته میکرد.پسره میاد جلو با آقا دست میده و سلام میکنه.رهبر با مهربانی جواب سلام رو میدن و میگن که: " ببخشید .من از شما معذرت میخوام.ان شا الله قصد ازدواج دارید؟"

پسره بازم پررو بازی در میاره و میگه:" نه... هنوز معلوز نیست.نمیدونم...شاید"

رهبر جواب میدن:" والدین که در جریان هستن شما این جا هستین,ان شا الله؟"

پسره:" نه به اون ها چیزی نگفتم"

رهبر:" اگه والدین در جریان باشن بهتره.توصیه میکنم به والدینتون خبر بدید تا ان شاالله مشکلی پیش نیاد"

رهبر به یکی از بادیگارد ها میگن که شماره دفتر خصوصی آقا رو به پسره بده و اسم پسره رو یادداشت کنه.

خداحافظی کردن و اون روز گذشت...پسره تحت تاثیر این رفتار عالی رهبر قرار میگیره. یه مدت بعد با دفتر آیت ا..خامنه ای تماس میگیره

6ماه بعد خود آیت الله خامنه ای خطبه ی عقدشون رو جاری کردن.(البته ایت ا... خامنه ای فقط در شرایط خاص خطبه ی عقد کسی رو میخونند)

فرض کنید اون روز یه مامور گشت ارشاد اون ها رو گرفته بود ...چی میشد؟؟

ایا تفکرات رهبرمون داره توی کشور اجرا میشه؟ اگه اجرا میشد وضع جامعه این نبود!!!

اسلام واقعی اینه...نه اون که ماموران یه جوون رو با لگد سوار ماشین انتظامی میکنن , اون هم جلو مردم...

رهبر دوستت دارم چون اسلام را دوست دارم و متنفرم از کسایی که اسلام رو خراب میکنند...





درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 

مرجع کد آهنگ

زیباترین قالبهای بلاگفا