تبلیغات
گناهی که نکردم... - خطر مرگ(داستان واقعی زیر رو نخونید!)
 
اثبات بی گناهی من

خطر مرگ(داستان واقعی زیر رو نخونید!)

نوشته شده توسط :دیدیر دروگبا
سه شنبه 26 مرداد 1389-02:35 ب.ظ

من که امسال به احتمال زیاد دانشگاه قبول نمیشم . چون فقط مکانیک و عمران زدم . به خاطر همین امسال پشت کنکور می مونم . حسابی درس میخونم .سال دیگه یه رتبه ی 2 رقمی میارم. موقع انتخاب رشته میزنم هوا فضای دانشگاه صنعتی شریف تهران. 4سال طول میکشه تا لیسانس رو بگیرم . همون طور که میدونید کسی که میره دانشگاه شریف دیگه ایران نمی مونه من هم سنت شکنی نمی کنم و از ایران میرم روسیه. 8 سال روسیه می مونم و دکترای هوا فضا رو از اونجا میگیرم.

بعدش برمیگردم ایران. اون موقع که برمیگردم روابط سیاسی ایران و امریکا بد جوری به هم ریخته است. با در خواست وزارت دفاع کشور به طور قرار دادی برای این سازمان کار میکنم و مبلغ هنگفتی میگیرم . یه تیم 10 نفره از بهترین مهندسین هوا فضای کشور تشکیل میدیم البته من ریاست این تیم رو بر عهده نمی گیرم ! شروع میکنیم به طراحی یک سامانه موشکی فوق پیشرفته با قدرت تخریب بالا . این طرح رو با کمک وزارت دفاع و سپاه پاسداران به مرحله ساخت و تولید میرسونیم .

از اون طرف اسرائیل به خودش جسارت میده و یه موشک میزنه به نیروگاه هسته ای بوشهر. فرماندهان کشوری و لشکری جمع میشن  و دستور حمله به اسرائیل میدن. اسرائیل هم غافل از سامانه موشکی ما , به ریش من و هم تیمی هام میخنده  .

ایران از این سامانه استفاده میکنه و موشک رو پرتاب میکنه . دنیا یه آن به خودش میاد میبینه که دیگه اسرائیلی وجود نداره . بله ... اسرائیل با خاک یکسان شد(البته انفجار انبار های سلاح اسرائیل و نیروگاه های بی تعدادش به تخریبش کمک میکنه)

امریکا اوضاع رو خراب میبینه و سریع دستور حمله به ایران رو صادر میکنه تا بخواد نیروهاش رو جمع کنه بفرسته خاور میانه 1 ماه طول میکشه

اما ماموریت جدید برای تیم ما.. از مقامات بالا دستور میرسه که هر طور شده یه کاری کنید. تمام امکانات رو در اختیار ما میذارن . ما هم بهترین مهندسین مکانیک مهندس شیمی متالوژی بهتریت جوشکار ها تراشکار ها آهنگرهای کشور رو جمع میکنیم .دستگاه های تدافعی حافظ از حریم طراحی مکنیم که احتمالا با نیروی واپاشی هسته ی لیتیم کار مینکه . از جهش نوکلئون ها یک نیرو و از خلا به بوجود اومده یک نیروی دیگه میگیریم

دستگاه هارو در تمام مرز ها ی کشو ر مستقر میکنیم. جنگ اغار میشه . از مرزهای عراق پاکستان و افغانستان و کشور ها ی حوزه خلیج فارس موشک و هواپیما و پیاده نظام وارد مرزهای ایران میشن

اما ای دل غافل... هر جنبنده ای که میخواد وارد مزر ایران بشه پودر میشه. امریکا هر کاری میکنه نمیتونه حتی یک تیر هم به ایران شلیک کنه. تیم ما اینجا مدال افتخار کسب میکنه

روسیه مکار که سایه امریکا رو با تیر میزنه میخواد دخالت کنه و با سیاست نرم وارد ایران بشه . امریکا این کارش رو  فضولی میدونه  .درگیری مختصری بین امریکا و روسیه  پیش میاد . این در گیری مختصر تبدیل به یک جنگ بزرگ میشه . لبنان , سوریه , کشور های خاور میانه با ایران هم دست میشن . روسیه و اروپا با هم و امریکا و چند تا کشور دیگه باهم میریزن رو سر هم دیگه. جنگ جهانی سوم شروع میشه

پس از سال ها جنگ که همه خسته میشن  , متوجه میشن که از عوامل اصلی شروع این جنگ من بودم . همه دنیا اسلحشون رو سمت من میگیرن...

بابا غلط کردم. اصلا من به هوافضا هیچ علاقه ای ندارم . همون مهندسی اتوکشی علی آباد کتول میرم . نخواستیم آقا جون ولم کن...





درباره وبلاگ:



آرشیو:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
 

مرجع کد آهنگ

زیباترین قالبهای بلاگفا